نظر در تو... نظر در تو می کنم ای بامداد که با همه ی جمع چه تنها نشسته ای! - تنها نشسته ام ؟ نه که تنها فارغ از من و از ما نشسته ام. ... نظردر تو می کنم ای بامداد، که انده گنانه نشسته ای کنار دریچه ی خردی که بر آفاق مغربی می گشاید. - من و خورشید را هنوز امید دیداری هست، هر چند روز من آری به پایان خویش نزدیک می شود. نظر در تو می کنم ای بامداد.... احمد شاملو/ 1348
کافه پاییز، اردی بهشت تهران
|
ری را
|
این خانومه دقیقن همون جایی نشسته که من اغلب می شینم. من که حساب شو از تمام کافه های تهران جدا کردم و می کنم. هر چند خیلی از کافه نشینی خوشم نمی یاد اما نمی دونم چی باعث می شه که اونجا تنهایی هم بهم خوش بگذره. عکس های روی دیوار، دنج بودنش، لبخند خانومی که اون پایین نشسته و فاکتورها رو جلوی خودش مرتب چیده، نور کم اش که هی دلم می خواد توش بنویسم و بنویسم یا اون آقاهه که موسیقی شو همونی انتخاب می کنه که من دلم می خواد بشنوم!؟ نمی دونم شاید همه اش. کتاب کوچه ی شاملو رو از توی قفسه هاش بر می دارم و بالا می رم. لذت شاملو خوانی رو اونجا خیلی خوب می شه حس کرد.
|
|
آدرس سایت
: http://vaje.nevesht.net
|
|
حمیدرضا
|
آخر چی کار داری با آسمان آبی بانوی من تو وقتی دریای غرق آبی با موی لخت و تیره چشم خمار و خیره تلفیقی از دو چیزی آبادی و خرابی مثل شراب ها نه بانوی من تو در من سرگیجه های بعد از نوشیدن شرابی با موی لخت و تیره چشم خمار و خیره تلفیقی از دو چیزی آبادی و خرابی
آخر چی کار داری با آسمان آبی بانوی من تو وقتی دریای غرق آبی با موی لخت و تیره چشم خمار و خیره تلفیقی از دو چیزی آبادی و خرابی مثل شراب ها نه بانوی من تو در من سرگیجه های بعد از نوشیدن شرابی
آن روزها چه بودی این روزها چه هستی آن روزها درختی این روزها طنابی
مثل شراب ها نه بانوی من تو در من سرگیجه های بعد از نوشیدن شرابی
با موی لخت و تیره چشم خمار و خیره تلفیقی از دو چیزی ......
|
|
آدرس سایت
: http://gerdbad.com
|
|
مريم
|
|
من هم بيشتر اوقات رو همون ميز مي شينم اگه خالي گيرش بيارم. از كافه نشيني هم خيلي خوشم مياد. عاشق تمام عكي هاي روي ديوارش هستم. ماه مي جان . نيما كه نوشته اسمش كافه پاييزه تو برج اسكان. عكس بي نظيره. دستت درد نكنه نيما جان.
|
|
آدرس سایت
: http://isolation.blogfa.com/
|