جنگ بسه، جنگ بسه، پچ پچه ی مرگ بسه درست بیست و شش سال پیش، امروز نخستین موشک جنگ ایران و عراق پرتاب شد، فرودگاه مهرآباد فرو ریخت ... عکس، یادبودی را نشان می دهد که پدر شهید، در مغازه ی مکانیکی برای فرزند خود برپا کرده است.
شاید این گونه می خواند : جنگ بسه جنگ بسه / پچ پچه مرگ بسه / گلوله و خون و جنون / زمین صد رنگ بسه / هجوم داس اسلحه به باغ انسانی ما / صلح همیشه جاودان ، جنگ چرا جنگ چرا / جنگ بسه جنگ بسه / پچ پچه مرگ بسه / گلوله و خون و جنون / زمین صد رنگ بسه / عشق عذاب می کشد ز دیدن تفنگها / شعور پشت می کند به یورش فشنگها / خاطره سرخ می شود لحظه به لحظه دم به دم / ثانیه زجر می کشد ز های و هوی بمبها / جنگ بسه جنگ بسه / پچ پچه مرگ بسه
گلوله و خون و جنون / زمین صد رنگ بسه / وحشت دست و پا زدن در تب تند اضطراب / مانده به ذهن غم زده حسرت دلشادی ما / سکوت جشن و رقص مرگ ، صدای تلخ کوچ برگ / کوچه عذاب میکشد ، جنگ چرا جنگ چرا / جنگ بسه جنگ بسه / پچ پچه مرگ بسه / گلوله و خون و جنون / زمین صدرنگ بسه / ... ( شعر از رضا حیدری http://dozdaki.blogfa.com/post-231.aspx )
|
مهسا
|
|
این تازه شروع ماجراست
|
|
آدرس سایت
:
|